سديد الدين محمد عوفى

480

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

خلق منقطع شده « 1 » و در آن كوه‌ها مسكن‌ها ساخته و در « 2 » آنجا مقام كرده « 3 » . تعجب كردم و به خدمت ايشان تقرب « 4 » نمودم . پس از ايشان سؤال‌ها كردم و ايشان « 5 » مرا « 6 » جواب‌هاى نيكو دادند . پس « 7 » پرسيدم كه درين كوه كى « 8 » مقام كرده‌ايد ؟ [ و ] وجه « 9 » قوت شما « 10 » از كجا باشد ؟ گفت : آن كس كه آسياب « 11 » گرداند « 12 » دخل آس « 13 » نيز « 14 » هم او پردازد . پس يكى از آن حماعت مرا گفت : تو مردى عظيم نيكو بودى « 15 » اگر بسيارگوى نبودى . گفتم : ازين سخن چه مىخواستى « 16 » گفت ؟ گفت « 17 » : هر كه سخن گويد عمل « 18 » نتواند كرد ، خنك آن كسانى كه خشيت « 19 » حق ايشان را خاموش كرده است و ايشان فصيحانند « 20 » ، و مردمان ايشان را احمق مىخوانند « 21 » و ايشان عاقلانند « 22 » . پس چون اين سخن « 23 » بشنيدند « 24 » روى از من بگردانيدند و نيز با من « 25 » هيچ سخن « 26 » نگفتند و من « 27 » دانستم كه خاموشى در مقام « 28 » مجاهده « 29 » قوى ترين سببى است « 30 » مر « 31 » حصول مقصود را « 32 » پس از آن هرگز سخن بى حاجت بر زبان نراندم .

--> ( 1 ) مپ 2 + بودند ( 2 ) مج - در ( 3 ) مپ 2 - و در آنجا مقام كرده ( 4 ) مج - تقرب ( 5 ) مج : بودم ( 6 ) مپ 2 - ايشان ( 7 ) مج - ايشان مرا مپ 2 - پس ( 8 ) مج - كه ( 9 ) مج - وجه ( 10 ) مج + را ( 11 ) مج : آسيا ( 12 ) متن و مپ 2 : كرد ( 13 ) متن : اين ( 14 ) مپ 2 - نيز ، مج - دخل آس نيز ( 15 ) متن و مپ 2 : بوده‌اى ، متن + گفتم ( 16 ) مپ 2 و مج : مىخواهى ( 17 ) متن و مپ 2 - گفت ( 18 ) مج : عجل ( 19 ) متن : دست ، مج : خشيه ( 20 ) مج : فصحااند ( 21 ) مج : مىدانند ( 22 ) متن و مپ 2 + سكوت نظار و ملوك به حسب اظهار به صفت ايشانست ( 23 ) بنياد + از من ( 24 ) مج : بگفتند ( 25 ) مپ 2 و مج - و نيز با من ( 26 ) مپ 2 + با من ( 27 ) مپ 2 - من ( 28 ) مج : طريق ( 29 ) مج : مجاهدت ( 30 ) مج - است ( 31 ) مج : بر ( 32 ) متن و مج و بنياد - را ، متن + و به وصول مراد حقيقت را ، بنياد + و وصول به مراد